تو این روزها
تو این شبا
دبلم گرفته ای خدا
شدم ام تنها
پر از غمه این زندگی
ندارم من هیچ چاره ای
خسته از این دل واپسی
شدم ام رسوا
رسوا در این دردها
میخوام برم از این دنیا
بشم بازم راحت رها
در آسمان
در کهکشان
در کنار ستارها
شاید شوم روزی دگر
در آغوش او بی اشک سر
باز بشنوم صدایش را
که میگوید با من بمان
با من بخوان
از زندگی
از رویایه همیشگی
تو این شبا
دبلم گرفته ای خدا
شدم ام تنها
پر از غمه این زندگی
ندارم من هیچ چاره ای
خسته از این دل واپسی
شدم ام رسوا
رسوا در این دردها
میخوام برم از این دنیا
بشم بازم راحت رها
در آسمان
در کهکشان
در کنار ستارها
شاید شوم روزی دگر
در آغوش او بی اشک سر
باز بشنوم صدایش را
که میگوید با من بمان
با من بخوان
از زندگی
از رویایه همیشگی
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 19:31 توسط یوسف اسکندری
|
سلام