بیادایناز
خونمون خالیه از تو
رفتی تو واسه همیشه
رفتی و نبودن تو
هنوز باورم
نمی شه
اون اتاق
ساده کم بود
جای تو قلب بهشته
پر زد از زمین خاکی
یه فرشته یه فرشته
اون عزیزی که تو دنیا
یار من بود یاورم بود
نازنینم نازنینم اون فرشته
دخترم بود
من چه خوشبختم که سال ها
روزگاری با تو داشتم
یادمه که با چه شوقی
سر رو شونه هام می ذاشتی
کاش می شد بازم ببوسم
اون دو دست مهربونت
اسممو یه بار دیگه می شنیدم از زبونت
اشکامو تو پاک می کردی
کاش برای بار آخر
من صدات می زدم و باز تو می گفتی
بله بابای
کاش می شد حتی یه لحظه در کنار تو بشینیم
اگه تو بودی می گفتی نذار اشکاتو ببینم
ای خدای مهربونم
واسه تو رسیده مهمون
از دلم هرگز نمی ره
گرچه هست از دیده پنهون
توی قلب من می مونه
تا ابد یاد یه لبخند
نازنینم رو از این پس
می سپارم به تو خداوند
سلام